در راهپیمایی ۲۲ بهمن دیروزِ آبادان یه عده ای دقیقاً جفتِ ماشینِ آقای شعاردهنده
داشتند شعارهای انحرافی می دادند !!!
نه غزه ... نه لبنان ... جانم فدای ایران !!!
جمهوری ایرانی ....
آزادی اندیشه ...
به نظرتان آن گروه چه کسانی بودند؟!!!
1- دسته ای از خانواده ی سبزیجات ؟!!
2-دسته ای از صیفی جات؟!!
3- گروهی از نرم تنان؟!!
4-یک عده بسیجی درب و داغونِ عجیب غریبِ شوخ و شنگ
و حتی اجازه بدهید که بگویم : "مشنگ" ؛ که طول ریششان بعضاً
تا زانوانشان هم می رسید ؟!!
بله درست حدس زدید ... گزینه ی چهارم درست است ...
بنده به سندِ شخص شخیص خودم خدمتتان عرض می نمایم که
در حالی که میان جمع این عزیزان بودم متوجه شدم که دارم شعار
می دهم : نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران!!!
شاید بار سوم بود که متوجه شدم بچه ها زدند روی دور مسخره بازی
و فی الواقع دارند مقدمات بساط اعداممان! را جور می نمایند!!!
ابتدا بنده اندرز دادم که آقا خوب نیست ... نگید ... حتی به شوخی هم نگید ...
اما خداییش به تهِ دلم که مراجعه کردم دیدم که از روی ترس دارم می گم نگید!
با خودم یه محاسبه ی سرانگشتی کردم دیدم که نه!!!
قوه ی قضاییه ماست تر از این حرف هاست ...
بعدِ دو سال هنوز راجع به محاکمه ی سران فتنه شعر آن هم موج نو و کاملاً "بی وزن" می سراید ...
باز محاسبه کردم و دیدم که من کلاً امید زندگی ام را روی 30 سال بسته ام!
25 تاش که رفت ... بزار 5 تای دیگش هم دیگر تهِ تهِ صلابت عزیزان قوه ی قضاییه
تو زندان سپری شه ... اصلاً بهتر .. این چند سال را با فراغ بال و بدون مزاحم!
و تازه با کلی کلاس و افاده ی زندانی سیاسی بودن و پزِ روشنفکر بودن
به کتاب خواندن گوشه ی سلول انفرادی! می گذرانیم ...
این بود که بعد از این تحلیلات غامض و ژرف!!! با "رفقا" همراه شدیم و شعارهای انحرافی
سر دادیم آن هم دقیقاً جفت به جفتِ آقای "شعار گو " و مسئولین محترم و با صدای کاملاً رسا!!!
پانوشت :
1: البته بنده بعداً به جناب آقای "خلیلی" عزیز که شعارگوی راهپیمایی بودند
خودمان را معرفی کردم! هرچند که معرف حضور بودیم تک به تکمان!!! که ایشان
زمانی نه چندان دورمعلم ما بودند و ما شاگرد ایشان بودیم و البته که ما بر سر منسب شاگردی
ایشان هستیم همچنان ...
2:از آنجا که آقای شانس همیشه یک انگشت بزرگ و نامناسب و خلاف عفت عمومی اش را
به ما نشان داده است، این بار هم محتمل است که قوه ی محترم قضاییه انقلابی گری اش
را با ما شروع کند و ما 30 را هم نبینیم!!! پس فرصت را مغتنم شمرده از شما خداحافظی
می نمایم ... ضمناً وصایایی چند دارم که به ترتیب : از حاج رقم خان و در صورت عذر
از حاج صادق خان و در صورت عذر از مهندس حسین زاده و در صورت عذر از مهندس محمدی
و باز در صورت عذر از جناب "کلنل بختیاری" (که ایشان دیگر غلط می کنند عذر بیاورند!!!)
درخواست دارم تا بند بند این وصیت نامه را اجرا بنمایند که ضامن اند در این مطلب ....
1- حق التالیف تمام اشعار، ادبی ها، تحلیلات، نظریات، و کلاً نوشته های بنده در اختیار خودم خواهد ماند ولو در گور ... تنها مورد استثنا در این بند مواردی ست که ظن آن وجود داشته باشد به وسیله ی نقل افاضات اینجانب هدایتی برای کسی پیدا شود که در این صورت باقیات الصالحاتی خواهد بود برای جناب بنده .
2- با حفظ حق التالیف آثار بنده و با تامین منابع مالی از طریق گرفتن پول زور از ابوی گرامی بنده شیخ "عبدالمحمد نمازی" این آثار را به هر گونه که مصلحت می دانید!!! در قالب کتاب هایی نفیس!!! به بازار روانه کنید ...
3-هر گونه نشر اکاذیبِ مثبت در مورد بنده پس از مرگم آزاد است!!! مثلاً بگویید در نگاه آخرش حرف می زد ... می گفت که من دیگر دارم می روم... دارم می روم شهید شوم ...مدام جلوی دوربین های عالم! گریه کنید و در حالت مویه و زاری بگویید که ایشان معجونی بود از تفکر ناب ، شعر ناب و عمل ناب ... هی چخان کنید ... اجرای این قسمت از وصیت نامه را بسپارید به رفیق "نوید" ! او در این زمینه ها تواناست !!! بهش بگید از من یک چهره ی کاریزماتیکِ نابی دربیاورد که ملت حال کنند ...
4-از بنده یک مجسمه ی همچین خوش تراشی!!! دربیارید (می دونم کار سختیه! حتی شاید نشدنی! اما عمل به وصیت نامه واجب است! می فهمید که؟!! ) و در میدان شهر نصب کنید ... مرا اولین شهیدِ "بی شعوری" لقب دهید!!! چه باک از این لقب که اگر قوه ی قضاییه ما را بر سر این اقدام اعدام کرد بالاخره از بی شعوری ما بوده است! و شاید هم از بی شعوری ... ! چرا که سایر "بی شعور ها" را تا حالا محاکمه هم نکرده، مجازات و این حرف ها رو که اصلاً ولِلِش...
5- مجموعه ی دکلمه ها و سخنرانی های!!! مرا در دانشگاه در قالب برنامه های تلوزیونی درآورده و جا بیاندازید برای ملت که نگذاشتند وگر نه او یک "آوینی" دیگری می شد ... حتی بهترتر !!!
6-چون احتمالاً که نه صد درصد جمهوری اسلامی اجازه ی اقدامات فوق را به شما نخواهد داد تا جایی که می شود در اجرای بندهای وصیت نامه را شما اقدام کنید باقیش رو بسپارید دست ماهواره ها و رسانه های بیگانه ی دوست داشتنی !!!
بگویید این بی بی سیِ پدر سگ یه چیزی از خودش در بیاورد دیگر! اما یادتان باشد حتی در شوخی هم این بی پدر و مادر ها نباید مرا ضد ولایت فقیه جا بزنند !!! چرا که "آقا" را عشقست ... شوخی و جدی هم نداره ...
7 - کووووووووووووووووووووووووووووور خوندید همه ی شمایی که منتظر مرگ بنده هستید ... بالا برید
پایین بیاید ما تا 30 خدمتتون هستیم ... بعد از ۳۰ هم خدا کریمه ... تا 30 سالگی من جون به عزراییل نمی دم ... مجوز دارم...
نامه هاش هست ... مدارکشم موجوده!!!