عاشورا یعنی دفاع از مظلوم ...
و ما به پیشواز عاشورا می رویم ...
و روا نیست در این پیشواز رفتنمان باز بر سیاق همیشه! کج و مریض راه بپیماییم و برای اقامه ی عدل و دفاع از مظلوم داد نکنیم!
حالا داد نه! چون صدایمان خیلی بلند نیست و هم البته چون صدا خفه کن ها ماشاءالله به کارند شب و روز...
همین بلاگفای خودمان! لینک داش حسین قدیانی را مستهجن! تشخیص می دهد و اما پشتیبانی این همه وبلاگ های چرند نویس و هرزه پرداز با عکس ها و طرح های یک وری را در زمره ی حمایت از آزادی بیان تلقی می کند!
همین آقایان طرفدار آزادی بیان و آزادی عقیده و پلورالیسم دینی و غیر دینی در انواع طرح ها و اشکال خود تحمل یک ساز ناکوک با عیش خویشتنشان را ندارند ...
پس چند خطی بنویسیم! از داش حسین قدیانی . بنویسیم در این سرخ تلخی که قرار بود سرخ باشد به رنگ حقیقت و تلخ! باشد به طعم حقیقت...
حسین قدیانی شاید مظلوم این روزها باشد.
حسین قدیانی که همه ی رزمندگان دفاع مقدس ۸ ماهه ی ۸۸ می شناسندش ...
با تلخ نویسی های طنزآلودش ...
با "ماه" نویسی های شیرینش ...
......................................................
این روزها قطعه ی ۲۶ اش فیلتر است و خودش را هم گویا دارند می برند فیلترستان!
به جرم نامه نویسی سرگشاده به رئیس دستگاه قضا ...
در سرزمینی که تکراری شده اما "همه درش آزادند به جز حزب اللهی ها"
...
و اما حسین قدیانی اگر ستاره ماهست به قول خودش ! که هست حرف آقا هم در موردش صادق است که : مظلوم فرق دارد با ضعیف ...
و حسین هم ضعیف نیست ...
ستاره ی ماه شده ! نوش جانش ترکش ارادت و عشقش را هم باید نوش جان کند...
اصلاً بسیجی بودن یک معیارش فحش خوری و تحمل است!
گرفتاری است و پسش آزادی را بازپس گرفتن ...
اینست که من بجای آنکه خیلی از او دفاع کنم هم بر سیاق قبلی خودم اتفاقاً از او خرده هم می گیرم.
به هر حال او هم آنقدر تند و تیز می نویسد که گاهی عقل را جا می اندازد! جا می گذارد ...
او هم بالاخره باید بداند که این نظام یکسره آدم انقلابی درش نریخته!
اگر موسوی را جو گرفت که همه سبزند او را نباید جو بگیرد که همه سرخ اند!
او گر چه که کفر سران فتنه را درآورده و می آورد اما دل منتقدانش را هم بعضاً با جوابهای آب نکشیده اش شکسته و می شکاند...
او هم اگر چه مانند خیلی نویسنده های مثلاً انقلابی (امثال امیرخانی عزیز و مهدی شجاعی) دچار محافظه کاری نبود و نشد و قلمش را وقف دفاع از اعتقادش کرد ، اما هم او، تحمل نظرات مقابل را به اندازه ی امیر خانی ای که مورد عتابش قرار می دهد ندارد.منظورم هم فحش های مخالفانش نیست.واقعا او دلسوز و لااقل دوست دارانی دارد که می پراندشان! دلخورشان می کند.
با این همه دوستش داریم ما ... و می خوانیمش هر وقت فرصتمان دست دهد ...
و گرفتاری اش را نیز در ظرف هیچ گونه ای از استدلال ، گنجاندنی نمی دانیم.
ستاره ها را هم خیالتان راحت نمی شود از چشمک زدن و سوسو زدن انداخت ...
