درهم ! کاملاً درهم !

+ آهای تو .. بلی خودت ! تو که می دانی جانی و عزیزی قدر دنیا ! بمان و بزرگی کن آنچون که باید ! قضاوت آن هم در این مدار ! و بر این قرار! نه جنسِ توست ! ولو به فرضِ لامحال! این کوچک برادرت در موضع اتهام هم باشد ! بمان برقرارت که برنخواهد آمد از این من! دیگر برادری چون تو یافتن! امرم کن به معروف! نهی ام کن از منکر! اما در قضاوت درنگ دار ! درنگ دار که در این درخواست ترسم بر خود نیست !

+ خبرهای رسیده حاکی از اینست که الف نون! بازیکن به شدت مصدومِ باشگاه لیگ برتریِ الغدیر! در زمانِ نقل و انتقالات نیم فصل! طی مذاکراتی مشکوک! علی الظاهر به خدمت تیمِ حجت ! درآمده است !تحلیل گرانِ مسائلِ سوقُ الجِّیشیکال! با غیرمنطقی قلم داد نمودن خبر! از سویی در وادی حیرت اند که یک نفر آدمِ لنگ چه دردی را از یک تیم درمان تواند کرد! و هم از سوی دیگر نگران این مسئله ی بحرانی اند که در صورت صحت این خبر اگر این مطلب به گوش آقایانِ فضلایِ اهلِ دلِ حوزه ی الغدیر برسد چه پیامدهای شوم و یا ناشومی را می تواند در پی داشته باشد .

+ قصد آن داریم تا رساله ای تنظیم کنیم در بابِ "اصولِ مهارِ سگِ نفس"! و با همین عنوان! - گر چه "گرگ" شاید به نظرِ قلیلی! محترمانه تر به نظر آید ! - رساله ای مفیدِ فایده تنها برای یک نفر ! آنکه این روزها با این وحشی ِ پاچه گیرِ هار به رزمی خونین و نفس کش درافتاده است ...گفتنی آنکه می دانیم ما ، که این یک نفر! التماس دعا دارد بندگان باآبرو را ... خوب می دانیم ...

+ بشناس! خوب و با میزان! بشناس؛ تا فردا بی نیاز باشی از گریبان گیریِ جنابِ سوءتفهاهم !

همریه !!!

پیش نویس :
1-این پست نیز باز از قرار پست قبلیست !
2-ملت خواب می بینند : رؤیای صادقه ! ؛ روشن بینی شان دست می دهد ، فهم جهانِ معنی شان دست می دهد ، کشف و شهودشان دست می دهد! آن وقت ما هم خواب می بینیم :

طرف! با حالتی پریشان ، مضطرب و عجله دار! آمده بالای سر ما می گوید : "همریه" ، همریه را بده به من ! زووود ...  

- همریه ؟! همریه چیه ؟!

- تو نمی دانی همریه چیه مسخره ؟! بدش بهم یالاّاااا !

هاج و واج نگاش می کنم! ،آخه "همریه" دیگه چه کوفتیه ؟!

- خاک بر سر احمقت کنن نکبت!!!

با عجله خودش را می رساند گوشه ی اتاق چیزی از روی زمین برمی دارد ! بر می گردد نگاه به غایت عاقل اندر سفیهش را به من می دوزد و بدو رو از کادرِ خواب ما خارج می شود ! حتی نگذاشت ببینم این "همریه" چیه بالاخره ؟!

از خواب می پرم با این سوال حیاتی! و شگفت! که : همریه چیست ؟! چرا نشناختن چنین چیزی نتیجه اش می شود : حماقت من! و هم البته نکبت بودنم؟!
توی عمید چیزی نمی یابم ! دهخدا هم چیزی نمی داند از "همریه" یا "حمریه" !