اخطار دوم !

+ هنوز از خرمشهر ۱۰ دقیقه ای نمی شد بیرون زدنمان با قطار که ... دقیقاً توی صورت شخص شخیص الف نون ... ! بله دیگر ... بله ...
البته ۵ تا از شیشه های قطار را آوردند پایین ! ظاهراً دقیقاً نمی دانسته اند که در کدام کوپه ام !!! مهمان دار می گفت : عجیب است ! امروز سر جمع نزدیک ۲۰ تا پنجره را شکسته اند ! گفت: اصلاً معلوم است دنبال تواند ! جالب آنکه اهواز که شیشه را عوض کردند راه نیفتاده باز زدند و شکستندش ! فرشته ی دومی! البته دستش قدر اولی قدرت نداشت ! فقط ترک برداشت شیشه ... به هر حال ما خود پیش تر می دانستیم که در تیررسیم ! و با این حال کسی درونمان صدا می کرد اگر چه مجروح ! اما می رسی ...و شکر خدا که رسیدیم آن هم بدون جراحت !!! خوش سعادتی بود رسیدنمان ... رسیدیم ... دیدار مولا دست داد ...
+ اگر نبود حال و روز ماتم فردا از حال خوش می نوشتم ... از حال "رضا" ... علی الحساب روز درد ، دردِ ماتم مولانا الامام الصادق (ع) است ... تسلیت ... شهادت مولا تسلیت ...
+ سفر پربار بود ... پربار ... با کشفیات خوب و تازه و ارزنده ! ... بزرگ شدیم !
+ حَدیثٌ تَدریهِ خَیرٌ مِن اَلفِ حدیثٍ تَرویه ... (معانی الخبار)
امام صادق (ع) : یک حدیث را عمیقاً بفهمی بهتر از آنست که هزار حدیث را نقل کنی !
الف نون : و این خود یک حدیث تام و تمام است !
ا حـــ ســـ ا ن نـــــ مــــ ا ز ی